خرید بک لینک
سلام

بچه ها این پست واسه ی محرمه و احترام به این ماه عزیز

این شعری که گذاشتم خیلی زیاده ولی فوق العاده قشنگه که از اقای امیر حسین میر حسینی سروده شده

امیدوارم خوشتون بیاد

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام

خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروار ها از خاک بود

وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

ناله میکردم ولیکن بی جواب

تشنه بودم تشنه یک جرعه آب

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و کورو تنگ بود

خسته بودم هیچ کس یارم نشد

زان میان یک تن خریدارم نشد

هر که آمد پیش حرفی راندو رفت

سوره ی حمدی برایم خواندو رفت

نه شفیعی نه رفیقی نه کسی

ترس بودو وحشت و دلواپسی

آمدند از راه نزدم دو ملک

تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا بگو نام تو چیست؟؟

آن یکی فریاد زد رب تو کیست؟؟

ای گنهکار سیه دل پسته پر

نام اربابان خود یک یک ببر

در میان عمر خود کن جستجو

کار های نیک و زشتت رابگو

ما که ماموران حق داوریم

نک تورا سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود

دست و پایم بسته در زنجیر بود

ناامید از هر کجا و دلفکار

می کشیدندم به خفت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد

از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان

نور پیشانیش فوق کهکشان

چشم هایش زندگانی می سرود

درد را از قلب آدم می زدود

گیسوانش شط پر جوش و خروش

در رکابش قدسیان حلقه بگوش

صورتش خورشید بودو غرق نور

جام چشمانش پر از شرب طهور

لب که نه سرچشمه آب حیات

بین دستانش کائنات و ممکنات

خاک پایش حسرت عرش برین

طره ای از گیسویش حبل المتین

بر سرش دستار سبزی بسته بود

بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

در قدوم آن نگار مه جبین

از جلال حضرت عشق آفرین

دو ملک سر را به زیر انداختند

بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه

آمده اینجا حسین فاطمه

صاحب روز قیامت آمده

گویی بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد

مهربانانه به رویم خنده کرد

گفت آزادش کنید این بنده را

خانه آبادش کنید این بنده را

اینکه اینجا این جنین تنها شده

کام او با تربت من وا شده

مادرش اورا به عشقم زاده است

گریه کرده بعد شیرش داده است

بار ها بر من محبت کرده است

سینه اش را وقف هیئت کرده است

اینکه می بینید در شور است و شین

ذکر لالائیش بوده یا حسین

دیگران غرقه خوشی و هلهله

دیدم او را غرق شور و هروله

با ادب در مجلس ما می نشست

او به عشق من سر خود را شکست

سینه چاک آل زهرا بوده است

چای ریز مجلس ما بوده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد

عکس من را بر دل خود قاب کرد

اسم من رازو نیازش بوده است

خاک من مهر نمازش بوده است

پرچم من را به دوشش میکشید

پا برهنه در عزایم میدوید

اقتدا به خواهرم زینب نمود

گاه میشد صورتش بهرم کبود

بار ها لعن امیه کرده است

خویش را نذر رقیه کرده است

تا که دنیا بوده از من دم زده

او غذای روضه ام را هم زده

اینکه در پیش شما گردیده بد

جسم و جانش بوی روضه میدهد

حرمت من را به دنیا پاس داشت

ارتباطی تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن

روز تاسوعا شده سقای من

گریه کرده چون برای اکبرم

با خود اورا نزد زهرا میبرم

هرچه باشد او برایم بنده است

او بسوزد صاحبش شرمنده است

در قیامت عطر و بویش میدهم

پیش مردم آبرویش میدهم

باز بالاتر به روز سرنوشت

میشود همسایه من در بهشت

آری آری هرکه پابست من است

نامه اعمال او دست من است

برچسب: محرم,محرم ٢٠١٦,محرم فؤاد,محرم نویدکیا,محرمانه,محرم كوسا,محرم بسیم,محرم پناهی,محرم زینال زاده,محرم 95, نویسنده: رضا مقدم تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 13:56

صفحه بندی